آرشیو موضوعی


دوستان

My Goofy Mind
آرت نا برای فردا
اینجا کره جنوبی است غریبه ها وارد نشوند
بارانی باید تا که رنگین کمانی برآید
بسوی کانادا
پیش نویس
تنگ تکاب بهبهان بلاگ

تنها مال من
خاطرات تحصیل در کانادا
خوجه نفس
دختر کولی
حوا سپید
دنیای حنیف
دنیای وبلاگ 
راهنمای مهاجرت به کانادا
روستایی به نام قلبستان
رؤیاهای گمشده
زمزمه های یک ذهن ساکت
سیگورد
شانتمیس مهاجر به کانادا
فرهود آنلاین
عاشق سفر
مجتمع نمونه مردمی مالزی
ما میریم کانادا
مجید زهری
مقصد
مهاجرت
مهاجرت از ...
مهاجرت و راه های مهاجرت
مهاجرت به ساسکچوان
عمران و معماری مهندسان
نگفتنی ها
وبلاگ انجمن ایرانیان دانشگاه ساسکچوان
وکیل
وطن پرست
آب و گل
سرزمین نو


 

 
کاناداین آیدل بر روی پیراهن عزادار ایرانی!

تصویر زیر از یکی از عزاداران ماه محرم در تهران است.
برنامه کانادین آیدل، مشابه آمریکن آیدل برای انتخاب خوانندگان کانادایی اجرا می شود. که البته امسال پخش نخواهد شد.

منبع: http://www.flickr.com/photos/sonia57/3176668764/

کامیونیتی ایرانی
:موضوع
2009-01-08
:تاریخ نگارش
بازی رایانه ای: بوش را از لنگه کفش ها نجات دهید!

پس از اینکه یک خبرنگار عراقی ، در حین کنفرانس خبری در بغداد، دو لنگه کفش خود را به سمت بوش پرتاب کرد، علاوه بر انعکاس گسترده فیلم و خبر این ماجرا، بلافاصله یک بازی رایانه ای نیز در این زمینه ساخته شد
شما باید سعی کنید با استفاده از ماوس، بوش را از اصابت لنگه کفش ها نجات دهید
http://blog.zanorg.com/index.php?perm=370

زندگی روزمره
:موضوع
2008-12-17
:تاریخ نگارش
آهنگ جدید و زیبا برای سوار شدن به اتوبوس در تورنتو

I get on the TTC

موزیک زیبای رپ درباره سوارشدن به اتوبوس در تورنتو

تورنتو
:موضوع
2008-12-14
:تاریخ نگارش
کارهای قبل از مهاجرت/ قسمت دوم: آمادگی برای یافتن شغل

در پست قبلی، درمورد ارزش یادگیری زبان برای یافتن شغل در کانادا،مفصل صحبت کردیم. در این قسمت می خواهیم به اموری بپزدازیم که متقاضی مهاجرت می بایست قبل از آمدن به کانادا، انجام دهد، تا در سریعترین فرصت ممکن بتواند در رشته تخصصی خود شغلی را بیابد:

معمولا مهاجران چه ایرانی و چه خارجی، بدلیل عدم آشنایی با بازار کار کانادا، در بدو ورود شروع به ارسال رزومه به شرکت های مختلف می کنند ، اما در حالی که خود را واجد شرایط بسیاری از فرصت های شغلی می دانند، هیچگاه برای مصاحبه دعوت نمی شوند.

چون به همه گفته می شود که باید تحصیلات یا سابقه کار کانادایی داشته باشید، پس از مدتی از جستجو برای شغل تخصصی منصرف می شوند و برای تأمین هزینه های زندگی، به کارهای ساده روی می آورند.

دیده شده که خیلی ها بمرور به همان شغل عادت کرده و از خیر جستجو برای شغل تخصصی خود می گذرند.

طبیعتا نباید انتظار داشت درحالیکه خیلی از متولدین کانادا، در صف رسیدن به یک شغل هستند، تازه واردین بتوانند بدون مشکل صاحب آن شوند.

اما می توان در مدت انتظار برای مهاجرت ، ضمن آشنایی با بازار کار کانادا و دیدگاه های کارفرمایان، دوره ابتدایی مذکور را سریع تر طی کرد:

تخصص نه مدیریت
بسیاری از ایرانیان سوابق درخشانی در پست های مدیریتی داخل کشور دارند، بطوریکه چندین فرد متخصص در رشته های گوناگون، زیر دست آنان کار می کنند. باید توجه داشت، در کانادا، از یک مهاجر انتظار مدیریت ندارند. اینجا باید متخصص باشید نه مدیر!

مثلا اگر یک شرکت رایانه ای را می چرخانید یا مدیر یک پروژه هستید، اینجا دیگر باید آستین ها را بالا بزنید و همانند یک کارشناس کار کنید. بنابراین باید جزئیات کار در رشته خود را بدانید.


تخصص نه سابقه کار

در ایران ما چندین جای مختلف کار کردیم و اکثرا در رده های خوب. اینجا اول از توانایی شما می پرسند بعد سابقه کار. پس انتظار نداشته باشید سابقه کار غنی شما کمکی برایتان باشد. باید توانایی های خودتان را با نیاز کارفرما هماهنگ کنید. گذشته خود را فراموش کنید . اینجا یک فرد جدید هستید و باید آزمایش شوید.


استانداردهای کانادایی:

مدرک تحصیلی و سابقه کار شما هر چه باشد، باید برای یافتن کار در اینجا، توانایی های خود را مطابق استانداردهای شغلی کانادا تنظیم کنید. اگر رشته شما نیاز به مجوز (License) دارد، باید از همین الان به دنبال اخذ آن باشید، منابع لازم را تهیه کنید و امتحانات مربوطه را اگر امکانش باشد، بگذرانید.

سایت اداره منابع انسانی کانادا، لیست شغل هایی که نیاز به مجوز را دارند بیان کرده(از جمله پزشکی، پرستاری، امور فنی مثل برق لوله کشی و غیره).

اگر هم نیاز به مجوز نباشد، باید ببینید روش کار در شرکت های اینجا چگونه است؟ از چه ابزار و نرم افزارهایی استفاده می شود؟ منابع و استانداردهایشان چیست؟ چه فرقی با استانداردهای ایران دارد؟

اگر لازم باشد حتما چند دوره آنلاین بگذرانید.

در این سایت ، شما می توانید اطلاعات لازم درباره شیوه کار کانادایی را بیابید.


توانایی ارائه مطلب و پروژه(
Presentation)

ضعف اصلی متخصصان ایرانی در شیوه ارائه دانش خود به دیگران است. خارجی ها یک دهم دانش ما را به زیبایی ارائه می کنند، اما ما عاجز از حضور در یک جلسه نیم ساعته هستیم. در پست قبلی گفتیم که زبان نقش اصلی را در یافتن شغل ایفا می کند، اینجاست که شما باید توانایی ارائه ( یا present) کردن مطالب، طرح ها و پروژه های خود را داشته باشید. پس از همین الان مرتب در این زمینه تمرین کنید و اگر لازم باشد نوارهای ویدئویی لازم را تهیه کنید یا دوره بگذرانید و پروژه ها و کارهای قبلی خود را ترجمه و برای گروه فرضی ارائه کنید.


یک رشته را انتخاب کنید

اگر در ایران مرتب از این شاخه به آن شاخه می پریدید، یا از هر رشته و موضوعی در حد نیاز برداشت می کردید، تصمیم بگیرید در یک رشته که بیشترین علاقه و توان را دارید خبره شوید. اصرار نداشته باشید، ده ها مورد توانایی را ردیف کنید تا کارفرما را تحت تأثیر قرار دهید. بلکه یک رشته را با تمام جوانب آن یاد بگیرید و بقیه را تنها به عنوان امتیاز جانبی در نظر بگیرید.


نیاز کارفرما را به دقت بررسی کنید

با مراجعه به این لینک مربوط به بانک شغل یابی کانادا، به دنبال شغل مورد نظر خود بگردید، پس از آن مشخصا فرد مورد نظر را که از سوی کارفرما ارائه شده بدقت بخوانید و ببینید آیا همه درخواست های آنها شامل شما می شود؟ اگر نه سریع دست بکار شوید و نقاط ضعف خود را بپوشانید.


دوره های جدید بگذرانید

اگر فارغ التحصیل رشته های علوم پایه یا انسانی هستید، یا فقط دیپلم دارید(بخصوص برای خانم ها) حتما چند دوره فنی هنری مناسب را بگذرانید و استاد شوید، مثل : کتابداری، رایانه، تایپ و اپراتوری انگلیسی، تسلط به برنامه های مایکروسافت مثل Word، Excel و Access، آشنایی با گرافیک رایانه ای مثل فتوشاپ و Corel Draw، ...


توانمندی های ورزشی و هنری خود را تکمیل کنید

اگر در رشته های ورزشی یا هنری تبحر دارید، حتما سعی کنید به مرحله استادی یا درجه یک برسید، مثل شنا، نجات غریقی و سایر رشته ها. و همچنین موسیقی، گرافیک، کارهای دستی و غیره.نمونه کارهایتان را هم با خود بیاورید.


توصیه نامه ها را فراموش کنید

دیپلم های افتخار ، بخصوص از نوع بین الملل آن ، البته در شرایط مساوی با دیگران، چیزهای بدرد بخوری هستند ، ترجمه آنها  را به همراه داشته باشید. اما توصیه نامه های مدیران و وزرا و غیره اینجا ارزشی ندارد.

 

 

مهاجرت
:موضوع
2008-09-21
:تاریخ نگارش
چه کارهایی را هنگام انتظار برای مهاجرت انجام دهیم؟ (قسمت اول)

دوره چند ساله انتظار برای رسیدن نوبت مصاحبه مهاجرت شاید به نظر طولانی بیاید ، اما در حقیقت بهترین فرصت برای شما جهت آماده کردن خود و موفقیت سریعتر در کلیه امور زندگی در اینجا بحساب می آید.

خیلی ها که هم کانون در کانادا بسر می برند، از اینکه در هنگام حضور در ایران برخی امور مهم را انجام ندادند بسیار پشیمانند ، چون دوندگی روزمره و کسب درآمد برای گذران زندگی، آنقدر وقت مهاجران را می گیرد که کمتر فرصتی برای کارهای دیگر پیدا می کنند.

این دوره انتظار خیلی سریع می گذرد ، زودتر از آنچه که فکر می کنید، همانطور که برای ما گذشت.

پس وقت را تلف نکنید و سریع دست بکار شوید:

اولین و آخرین و مهمترین کار: زبان ..زبان ..زبان...!

درباره آموزش زبان هر چه بگوییم کم است. اگر با توانایی ناکافی زبان به کانادا مهاجرت کنید، ضرر آن را در نیافتن شغل مناسب، جرأت نکردن به ورود به جامعه کانادایی و اتصال دائم به جامعه ایرانی، عدم آشنایی با رموز موفقیت، عدم آشنایی به قوانین و دفاع از حقوق خود، اتلاف وقت بسیار و هدر رفتن سرمایه اولیه بدلیل شرکت در کلاس های زبان و خیلی موارد دیگر خواهید داد.

وقتی در ایران به شما بگویند ، انگلیسی ات چقدر خوبه! یعنی در ابتدای راه هستید! و باید ادامه دهید تا توانایی خود را تکمیل کنید.

چطور بدانیم زبان ما خوب است یا نه؟ حتی اگر مدرک دانشگاهی زبان هم د اشته باشید دلیل بر کافی بودن اطلاعات شما نیست.

اولین کاربرد توانایی زبان، یافتن شغل خوب است:

 * تصور کنید اگر رزومه پربار شما مورد موافقت قرار گرفت، آمادگی شرکت در مصاحبه استخدامی را دارید؟..

*  آیا می توانید از رقبای چینی و هندی خود که بخوبی انگلیسی حرف می زنند پیشی بگیرید و آن شغل را تصاحب کنید؟..

* اگر همانجا از شما خواستند متن خاصی را بنویسید، چقدر غلط املایی و دستوری خواهید داشت؟

* اگر چند سوال سوال تخصصی در مورد رشته کاریتان بپرسند، آنقدر به اصطلاحات مربوطه تسلط دارید که دنبال لغت نگردید؟

* چند کتاب زبان اصلی درباره رشته تخصصی خود مطالعه کرده اید؟

* اگر برای شغلی که با ارباب رجوع طرف است ، درخواست کنید ، آنقدر اعتماد بنفس دارید که نماینده شرکت مذکور باشید؟..

* می توانید در جلسات داخلی شرکت و در حضور مسئولین اظهار نظر کنید؟..

* اگر از شما بخواهند یک گزارش کوتاه از جلسه یا رویداد خاصی را آماده کنید، چقدر طول خواهد کشید؟

* تاکنون چقدر در اینترنت، اطلاعات انگلیسی مربوط به رشته کاری خود را در کانادا یافته و مطالعه کرده اید؟

 

اینها فقط موارد مربوط به شغل بود . البته شرایط دیگری نظیر سابقه کار کانادایی یا تحصیلات کانادایی هم در یافتن شغل مؤثر است اما ما فرض را بر مناسب بودن رزومه شما گذاشتیم.

در زندگی روزمره ، نظیر خرید، مکالمات تلفنی، بانک، امور منزل و غیره نیز توانایی زبان شما را سریعتر با محیط جدید وفق می دهد.

چه بسا هموطنانی که سال ها در اینجا اقامت دارند و هنوز انگلیسی را شکسته بسته حرف می زنند!

برای همه امور زندگی، انواع فرم ها، بروشورها و راهنماها به شما داده می شود که در آن حقوق شما به عنوان مشتری قید شده است. بی حوصلگی ما ایرانیان نسبت به خواندن این متون، بارها باعث ضررهای هنگفتی می شود.

 در مورد جایگاه زبان در ادامه تحصیل هم که لازم به گفتن نیست و در موقع خود سخن خواهیم گفت.

 

در قسمت بعد درباره بخش دیگری از کارهایی که باید هنگام انتظار برای مهاجرت انجام دهید، مثل، تکمیل تخصص های فردی، گذراندن دوره های ویژه، کسب مجوزهای بین المللی (License) ، یادگیری هنرها و فنون خاص، اصلاح سابقه آموزشی دبیرستانی و دانشگاهی برای موفقیت در اخذ پذیرش،  انجام امور درمانی خانواده ، خریدهای ضروری و ...  سخن می گوییم .. نظرات خود را با ما درمیان بگذارید.

 

 

مهاجرت
:موضوع
2008-09-09
:تاریخ نگارش
چه کسی در شرکت های کانادایی نقش آبدارچی را دارد؟


وقتی در کانادا ( و شاید برخی کشورهای دیگر) از نقش آبدارچی در ادارات ایرانی سخن می گوییم ، بسیار تعجب می کنند، چون اصولا چنین پستی در این کشور تعریف نشده است.

آنان معتقدند فقط روی میز سران عالی یک کشور چایی می گذارند نه کارمندان ساده!

شرکت ها در اینجا، معمولا یک آشپزخانه یا آبدارخانه بزرگی دارند که دستگاه قهوه و چای در آن قرار داده می شود و هر کس می تواند از خود یا مهمانش در آنجا پذیرایی کند.

حتی قبل از برگزاری جلسات نیز ، نوشیدنی لازم (که معمولا فقط آب است) بر روی میزها قرار داده می شود ، تا پس از شروع جلسه ، کسی به داخل اتاق رفت و آمد نکند.

رییس شرکت هم ممکن است یا از آبدارخانه اصلی استفاده کند و یا از دستگاه قهوه جوش کوچکی که در اتاق خودش دارد.

در واقع شرکت ها ، یک یا دو نفر را برای رسیدگی به امور آشپزخانه های شرکت و انجام برخی نظافت های ساده استخدام می کنند.

بسیاری از ارتباطات داخلی بین بخش ها ، مثل رد و بدل کردن نامه و غیره هم توسط خود کارکنان یا حداکثر منشی ها انجام می شود و شخصی به نام نامه رسان داخلی هم وجود ندارد.

چون اکثر کارکنان ، توانایی انجام تایپ و کار با رایانه را دارند، دبیرخانه سازمان ، فاقد بخشی به اسم ماشین نویسی است.

در ادارات کانادایی هیچ چیز رایگان وجود ندارد. همه باید هزینه نوشیدنی و خوراکی خود را بپردازند. تمامی هزینه های شرکت در سمینارها و کنفرانس ها ، با جزئیات لازم از افراد اخذ می شود .

جالب اینکه نظافت یک شرکت مثلا 5 طبقه توسط دو نفر انجام می شود که آنها هم کارشان پس از خروج همه کارکنان آغاز و تا انتهای شب ادامه می یابد.

برای هر کارمندی یک میز و یک صندلی تعبیه شده که با پارتیشن از بقیه جدا می شود ، بنابراین او نمی تواند کسی را کنار میز خود دعوت کرده و با او مشغول صحبت شود. بنابراین هر کس مایل به ملاقات با یکی از کارمندان باشد ( که اصولا باید مهمان کاری هم باشد) می تواند در یکی از اتاق های جلسات منتظر او بماند و کارمند مذکور نیز پس از پایان گفت و گو به میز خود برگردد.

با اینکه شروع ساعت کار شرکت ها 7:30 یا 8  تعریف شده، اما دیدن تعداد زیادی کارمند که حتی از ساعت 5 صبح به محل کار خود مراجعه می کنند و یا تا 12 شب باقی می مانند ، عجیب نیست!

سخن در مورد سیستم کاری ادارات و سازمان های کانادا بسیار است. در بخش های بعدی باز هم مطالبی از این دست بازگو خواهیم کرد.

 

 

 

کانادا
:موضوع
2008-08-25
:تاریخ نگارش
این زنان عبوس و سختگیر کانادایی

آنها که با شرکت ها و سازمان های کانادایی سر و کار پیدا می کنند، به مرور با یک نکته آشنا می شوند

 
و آن اینکه، اگر مایل باشی کارت پیش برود، سعی کن سراغ  کارمندان و مسئولان مرد بروی!

اکثر زنها در کانادا ( یا حداقل تورنتو) ، بسیار خود را پایبند مقررات و قوانین نشان می دهند و  بطور کلی برخوردشان با ارباب رجوع، چه از طریق تلفن و چه بصورت حضوری ، بسیار خشک و سختگیرانه است.

حتی در مدارس هم، بچه ها با معلمین مرد بهتر کنار می آیند تا زنان.

شاید دلیلش به تعریف جایگاه اجتماعی زنان در این کشور برمی گردد و یا شاید هم تعدد زنان و مادران تنها...

در خیابان ها هم گاهی از دیدن شدت عصبانیت و تندی رفتار مادران با فرزندانشان تعجب می کنیم. ( بارها دیده شده که کودکی به دلیلی در فروشگاه یا خیابان گریه می کند و مادرش ترجیح می دهد آنقدر ادامه دهد تا خسته شود و به خودش زحمت نمی دهد او را بغل کند)

این قضیه تنها به کانادایی های اصیل برنمی گردد، بلکه حتی زنان چینی هم متأثر از این شیوه رفتاری، بمرور مشابه آنان می شود. اگر به فروشگاه های چینی بروید مشاهده می کنید که دختران صندوق دار هیچگاه به روی کسی لبخند نمی زنند!

البته برخی ملیت ها وضعیت بهتری دارند مثل هندی ها یا خود هموطنان ما... ( با اینکه خانم های ایرانی هم یاد می گیرند اینجا، ذره ای از حقوق خود عقب نشینی نکنند، اما در مجموع روحیه مهمان نوازی و شرقی خود را حفظ کرده اند)

تازه واردین باید در مورد بحث و مشاجره احتمالی با خانمها احتیاط لازم را بنمایند و فکر نکنند همانند ایران در صورت تشریح وضعیت و مشکلات خود، می توانند طرف را راضی کنند که این بار کوتاه بیاید، بلکه اگر لحظه ای در گفتار خود غفلت کنید ، ممکن است بفاصله چند دقیقه، مأموران پلیس را در پشت سر خود مشاهده کنند.
نظری دارید ، تعارف نکنید!

 

کانادا
:موضوع
2008-08-09
:تاریخ نگارش
قتل درجه 2 کیلویی چند؟

در خبرها آمده است که فردی در داخل اتوبوس مسافربری ادمونتون به وینی پگ، با آرامش تمام، همسفر بی دفاع خود را با کارد شکار کشته و سر او را از تن جدا می کند.

پلیس اعلام می کند که قاتل به جرم اتهام به قتل، از نوع درجه 2 بازداشت شده است.

پیدا کنید قتل از نوع درجه یک را؟

توضیح اینکه هر نوع قتل از درجه یک تا 10 در کانادا مجازاتشان زندان است.

 

کانادا
:موضوع
2008-08-01
:تاریخ نگارش
آهنگ بامزه Ontario Sucks

یک آهنگ بامزه مشهور درباره تورنتو، انتاریو و به طور کلی همه ایالتهای کانادا تهیه شده و اونا رو "حال به هم زن" نامیده..!  که احتمالا کار بروبچه های آلبرتا باشه.. ( البته نه کالگری، چون کالگری رو هم قاطی  بقیه   کرده!)
متن این آهنگ رو می تونید همزمان با گوش کردن به اون بخونید.



I hate the SkyDome and the CN Tower too;
I hate Nathan Philips Square and the Ontario Zoo!
The rent's too high,
The air's unclean,
The beaches are dirty,
And the people are mean!
And the women are big and the men are dumb
And the children are loopy 'cause they live in a slum!
The water is polluted and the mayor's a dork!
They dress real bad and they think they're New York...
In Toronto . . . !
Ontario . . . oh-oh!

"You know . . . now that I think about it, I pretty much hate all of Ontario!"
"Yeah! Me too!"

I hate Thunder Bay and Ottawa,
Kitchener, Windsor, and Oshawa!
London sucks and the Great Lakes suck,
And Sarnia sucks and Turkey Point sucks!

I took a trip to Ontario to visit Brian Mulroney!
He beat me up and he stole my pants
And he put me in a tree!
I went to see the Maple Leafs
And got hit in the head with a puck.

"Uh I don't even know how they did it . . . I mean, I was playin' the organ at the time!"
(And Alan Thicke sucks!)

Ontario . . . oh-oh-oh sucks.

"Come to think of it, I pretty much hate every gosh darn province and territory in our country!"
"Well except Alberta!"
"Oh yeah, of course I love Alberta! Lot's of cows, rocks, trees and dirt . . . mmmmoo moo moo!"

But . . . I hate Newfoundland 'cause they talk so weird
And Prince Edward Island is . . . too small.
Nova Scotia's dumb 'cause it's the name of a bank;
New Brunswick doesn't have a good mall!
Quebec is revolting and it makes me mad!
Ontario sucks . . . Ontario sucks.

"Manitoba's population density is 1.9 people per square kilometre! Isn't that stupid?!"

Saskatchewan is boring and the people are old!
And as for the territories . . .
They're too cold!

"And the only really good thing about the province of British Columbia is that it's right next to us!"
'Cause Alberta . . . a-a
Doesn't suck!
But Calgary does . . . !

 
تورنتو
:موضوع
2008-02-22
:تاریخ نگارش
وقتی یک سیک هندی ، پلیس تورنتو می شود!

سیک های هندی تحت هیچ شرایطی، عمامه های خود را برنمی دارند. اما پلیس تورنتو می تواند قوانین لباس فرم خود را تغییر دهد.





تورنتو
:موضوع
2008-02-19
:تاریخ نگارش
سهمیه فرزندان شاهد از نوع کانادایی!

به فرزندان نظامیان کانادایی کشته شده در افغانستان، کمک هزینه تحصیلی پرداخت می شود.

با اینکه سربازان کانادایی ، هزاران کیلومتر دورتر از وطن خود و در چهارچوب دستور پیمان ناتو در افغانستان بسر می برند. اما فرزندان بجای مانده از کسانیکه در جریان این مأموریت ، جان خود را از دست داده اند، کمک هزینه تحصیلی بلاعوض دریافت می کنند تا بتوانند براحتی وارد دانشگاه شوند.

این کمک از سوی Canada Company fund و Royal Canadian Regiment که به انجام می رسد.

گفته می شود تاکنون 71 دانش آموز از نزدیک به 80 کشته در جنگ باقیمانده که باید برای ادامه تحصبلات خود مورد حمایت قرار گیرند..

کمک مذکور در حدود 4،000 دلار در سال خواهد بود.

همه اعضای ارتش کانادا کادر هستند و خدمت نظام وظیفه در این کشور وجود ندارد و هیچکس نیز داوطلب اعزام به افغانستان نیست.

اخیرا مقامات نظامی کانادا، از عدم مشارکت بیشتر شهروندان مهاجر، در نیروی ارتش این کشور گلایه کردند.

آنان معتقدند در کشور چند فرهنگی باید ارتش چند فرهنگی نیز وجود داشته باشد. جالب اینکه در بسیاری از بخش های کلیدی اقتصادی ، قضایی و آموزشی کشور ، جایگاهی برای اصل چندفرهنگی در نظر گرفته نمی شود و برنامه ریزان و مدیران آنها معمولا یا کانادایی هستند و یا از یک قوم خاص.

 

 

 

 

 

تورنتو
:موضوع
2008-02-19
:تاریخ نگارش
معرفی دو مکان خوب خرید برای تازه واردین

با اینکه در این سایت راهنمایی های خوبی برای انجام انواع خریدهای روزمره شما شده اما فکر می کنم بد نباشد دوجای خوب را هم برای شما معرفی کنم.

میوه و خواربار: اگر در منطقه نورث یورک هستید بد نیست سری به "مرکز خرید پینات پلازا" در خیابان دانمیلز بالاتر از شپرد بزنید. در آن مرکز یک سوپر مارکت بزرگ چینی است که انواع میوه و سبزی را به قیمت بسیار خوب عرضه میکند. بخصوص هنگام غروب و حدود ساعت 8 تا 9 شب ، نسبت به حراج میوه ها اقدام می کند و می توان مثلا یک کیسه 3 کیلویی سیب زمینی، گوجه فرنگی، یا موز و یا کیسه های دو کیلویی سیب و پرتغال را به قیمت یک دلار تهیه کرد.



لباس، کیف و کفش:
برای خرید کلیه لباس های مورد نیاز با مارک های مرغوب می توانید به خیابان Orfus واقع در خیابان دافرین بالاتر از لارنس غربی مراجعه کنید.

در آن خیابان، فروشگاه های متعددی وجود دارد که در واقع شعبه فروشگاه های مشهور سطح شهر هستند و به عرضه اجناس Outlet می پردازند. مثلا می توانید انواع بلوزهای زنانه را 5 دلار و انواع کلاه های زمستانی یا دستکش را نیز به نیم دلار تهیه نمایید.

 

 

 

تورنتو
:موضوع
2008-01-27
:تاریخ نگارش
فال و طالع بینی روزنامه های غربی، با تقویم ایرانی

اکثر روزنامه ها و هفته نامه هایی که در کانادا و آمریکا منتشر می شوند، دارای بخشی به نام « فال هفته » یا ،« فال روز » هستند که بر مبنای روز تولد اشخاص، به بازگویی فال آنها می پردازند. نظیر همین کار در برخی مجلات ایرانی نیز رواج دارد.

اما نکته جالب توجه در این رابطه اعلام فال ها برمبنای متولدین ماه های ایرانی است. به این شکل که متولدین روز 21 هر ماه میلادی تا 21 ماه بعد ، دارای یک طالع هستند که برابر می شود با یک ماه ایرانی.

درواقع از قدیم الایام و به دلیل گسترش علم نجوم و ستاره شناسی در مشرق زمین و بویژه ایران، این علم به مرور به کشورهای غربی نیز صادر شد ، اما چون قرائت فال و طالع بینی درباره وضعیت اشخاص، برمینای برج های فلکی انجام می شد و آن برج ها نیز منطبق بر ماه های شمسی ایرانی است، عملا این صعنت با تقویم ایرانی آمیخته شده و غربی ها هم اصرا ندارند آن را تغییر دهند.

در تمام تقویم های کانادایی آغاز فصول چهار گانه مطابق تقویم ایرانی ذکر شده است یعنی 21 مارس (اول بهار) ، 21 جون یا ژوئیه( اول تابستان) 21 سپتامبر (اول پاییز) و 21 دسامبر( اول زمستان).

برخی نیز معتقدند علم ستاره شناسی در ایران و در زمان های قدیم به اوج شکوفایی خود رسیده بود و پس از حمله مغول ها بسیاری از منابع نابود گشت و هنوز دانشمندان ستاره شناس به دانش انزمان دست نیافته اند.

 

تورنتو
:موضوع
2008-01-06
:تاریخ نگارش
جمع آوری و جدا سازی زباله ها در تورنتو

برخلاف ایران، در شهر تورنتو ، کارگران شهرداری فقط هفته ای یک روز برای جمع آوری زباله ها به منازل سر می زنند. و ساکنین خانه ها هم مجبورند همه زباله های خود را تا آن روز در یک سطل بزرگ جمع آوری کنند.

حتی آنها هم که آپارتمان هستند ، ممکن است هر روز آشغال های خود را از شوتینگ به مخزن های بزرگ زباله پرتاپ کنند، اما ، خودروهای بزرگ شهرداری ، برای تخلیه مخازن زباله آپارتمان ها هم هفته ای یک روز مراجعه می کنند.


نکته دیگر ، موضوع تفکیک زباله هاست. شهرداری برای منازل مستقل 4 نوع سطل یا جعبه پلاستیکی عمیق تحویل می دهد که هریک از آنها مخصوص یک نوع زباله است، شامل زباله معمولی روزانه ( ته مانده خوراکی و نظافت)، کاغذ و روزنامه باطله، بطری های پلاستیکی و کنسروی و بالاخره برگ درختان و زباله باغچه ای. بر روی هر یک از سطل ها هم نوع استفاده آن نوشته شده.

البته تنها زباله های معمولی هر هفته به صورت منظم جمع آوری می شود و برای جمع آوری بقیه موارد جدول خاصی وجود دارد که روز مورد نظر را مشخص می کند.

ساکنین منازل هم که از مشخصات جدول مطلع هستند، صبح روز مورد نظر ، سطل های خود را بیرون در می گذارند.

در سطح پیاده روها و ایستگاه های مترو هم همیشه 3 نوع سطل به هم چسبیده گذاشته می شود که جایگاه های آشغال، کاغذ و بطری به طور جداگانه در آنها مشخص شده است.


علاوه بر موارد فوق، بعضی وقت ها شاهد بیرون گذاشتن لوازم مختلف منزل، از جمله تلویزیون، اجاق گاز، مبل ، مانیتور و... نیز هستیم که برای صاحبخانه ها دیگر غیرقابل مصرف هستند. اکثر اینگونه اقلام سالم هستند و بوسیله عابران نیازمند برداشته می شوند. تعمیر و فروش مجدد چنین لوازمی ، مشتری خاصی ندارد و نمی تواند به منبع درآمد تبدیل شود.


عده ای دیگر نیز بجای گذاشتن کالاهای مازاد خود در مقابل منزل، اگر وسیله مناسب داشته باشند، آنها را به فروشگاه های دست دوم فروشی اهدا می کنند ( فروشگاه هایی مثل تاناکورای خودمان منتها مدرن تر و کامل تر)

در تورنتو چندین شرکت وظیفه بازیافت اقلام مختلف را در این شهر برعهده دارند. نکته قابل توجه، احساس مسئولیت مردم در جداسازی اقلام قابل بازیافت از زباله های عمومی است . حتی برخی با دقت نسبت به بسته بندی روزنامه ها و کارتونهای خالی نیز اقدام می کنند.


صاحبان منازل علاوه بر پرداخت مبلغی به عنوان مالیات نقل و انتقال مسکن در هنگام خرید خانه، حدود 0.9 درصد از ارزش ملک خود را نیز به عنوان مالیات سالانه به شهرداری می پردازند. 

 

 

تورنتو
:موضوع
2007-12-20
:تاریخ نگارش
دردسرهای برف روبی

اکثر مهاجران ایرانی مقیم تورنتو ، در آپارتمان زندگی می کنند ، برای همین مسئولیتی برای پارو کردن برف ندارند. باوجود اینکه تمامی منازل مسکونی دارای سقف شیب دار هستند و نیازی به پارو کردن پشت بام نیست ، اما محوطه بیرونی و مقابل خانه ها دارای وسعت زیادی است و هر کس برای اینکه بتواند ، خودروی خود را از گاراژ حرکت دهد، باید بلافاصله پس از بارش برف ، دست بکار شود.

ضمن اینکه وظیفه برف روبی پیاده رو منازل هم برعهده صاحبان آنهاست ( با اینکه ماشین های کوچک شهرداری نیز رأسا اقدام به باز کردن معابر می کنند).


پارو کردن برف های سنگین ( نظیر آنچه که روزهای شنبه و یکشنبه 15 و 16 دسامبر بارید) کار چندان آسانی نیست و کارشناسان توصیه می کنند ، حتما قبل از پارو کردن ، بدن خود را با انواع نرمش و حرکت های کششی ، گرم کنید ، تا دچار کمردرد و ناراحتی های عضلانی نشوید.

حتی چندین مورد سکته قلبی در افراد سیگاری نیز بر اثر فشار ناشی از پارو زدن برف گزارش شده است.

یک دستگاه برقی برف روبی به نام Snow Throwers هم وجود داره که برخی از صاحبان منازل به آن مجهزند و شبیه دستگاه چمن زنی ، برف را به فاصله دورتری پخش می کند.( قیمت نو این دستگاه بین 500 تا 1700 دلار است).

 دوستی نیز با ارسال یک ایمیل ، از ما خواست نسبت به استفاده از سرویس های Snowplow به خوانندگان مقیم تورنتو هشدار دهیم.

ماجرا از این قرار است که افرادی با ظاهر دوستانه به منزل شما مراجعه و اعلام می کنند ، حاضرند نسبت به برف روبی مقابل منزل شما و حتی تمیزکاری محوطه فضای سبز بیرون منزل اقدام کنند.

پس از جلب توافق شما، مبلغی را به عنوان پیش پرداخت در خواست می کنند که بسته به وسعت کار ، حتی به 100 دلار نیز ممکن است برسد.

پس از اینکه مبلغ مورد نظر را دریافت کردند، دیگر غیبشان می زند و علی می ماند و حوضش!

حتی گفته شده چنین افرادی توانستند در یک کوچه ده ها نفر را تیغ بزنند و رقمی در حدود 8،000 دلار در یک روز کاسب شوند.

حتی شرکت های رسمی Snowplow هم چندان قابل اعتماد نیستند و به شرایط مورد توافق عمل نمی کنند. یعنی بخشی از کار را ناقص رها می کنند و پیگیری های تلفنی شما هم کار بجای نمی برد.

به همین منظور، در صورتیکه فرصت یا توان برف روبی منزل خود را ندارید و مایلید از خدمات این شرکت ها بهره مند شوید، حتما در مورد شیوه دقیق انجام کار پرس و جو و مطمئن شوید، سوابق و مشخصات شرکت را از طریق اینترنت یا مراجع دیگر چک کنید و تا حد امکان از دادن پیش پرداخت خودداری نمایید.

در مجموع، برف روبی در کانادا می تواند به یک ورزش مفرح و دلپذیر خانوادگی نیز تبدیل شود. بخصوص اگز ریزش برف در تعطیلات آخر هفته انجام شود و همگی در منزل باشند.

زندگی روزمره
:موضوع
2007-12-17
:تاریخ نگارش
کار مردانه – کار زنانه

 

صبح اولین روز برفی در تورنتو، حدودهای ساعت 10 صبح زنگ خونه به صدا در اومد. وقتی در رو باز کردم با یک دختر لاغر اندام کانادایی با موی بور که حدود 14 یا 15 سال سن داشت مواجه شدم.

خودش رو حسابی پوشانده بود و پارویی در دست داشت. پس از سلام و صبج بخیر پرسید می خواهید برف های دم در منزلتون رو پارو کنم؟! انتظار همه حرفی داشتم غیر از این ...خوب چون روز تعطیل بود و ما خودمان برنامه داشتیم که اینکار رو بکنیم ، ازش تشکر کردم و او هم بدون هیچ حرفی رفت سراغ دیگر خونه ها. حساب کردم با این جثه نحیف، حداکثر بتونه کار یک یا دو منزل رو انجام بده چون هم مساحت مقابل خانه ها بزرگ است و هم برف زیاد.... البته نفهمیدم بالاخره تونست کار بگیره یا نه؟

 بسیاری از خانواده ها اینجا سعی می کنند، نوجوانان را از همان سال های ابتدایی به کار کردن و استقلال مالی تشویق کنند.

برخی از کارها به صورت داوطلبانه و برخی نیز حتی با حق الزحمه بسیار ناچیز مثل فروش روزنامه ، تمیز کردن دسته جمعی ماشین، کار در رستوران و غیره...

با اینکه استقلال زود هنگام جوانان از خانه پدری ، با فرهنگ ایرانی سازگار نیست، اما نکته جالب این قضیه، پیش قدم شدن یک دختر جوان برای کاری است که معمولا در فرهنگ ما یک کار کاملا مردانه بحساب می آید.

وقتی به این کشور پای می گذارید به مرور به این موضوع عادت می کنید که مرزی بین کار مردانه و زنانه وجود نداره یا بسیار ناچیز هست.

دیگر شغل هایی مثل رانندگی اتوبوس یا کامیون توسط خانم ها چیز بسیار عادی تلقی می شود. زنان در اینجا دوشادوش مردان در بسیاری از کارهای سخت مثل مکانیکی، نظافت، نگهبانی، بنایی و امور سبک ساختمان و .. فعالیت می کنند و در عین حال وظایف دیگر زندگی خانوادگی خود را نیز فراموش نمی کنند. گو اینکه خیلی ها معتقدند زنان در اینجا خیلی کم آشپزی و کار خونه می کنند، اما این تنها دلیل مشارکت آنها در کارهای سنگین نیست بلکه تا آنجا که توان جسمی شان اجازه دهد سعی می کنند محتاج مردان نشوند . گسترش تکنولوژی هم کلی امکانات برایشان به ارمغان آورده تا کارهایشان پیش برود.

به نظر می رسد بانوان اینجا قبل از درخواست برای برابری حقوق زن و مرد، بهای آن را عملا می پردازند و به شعار اکتفا نمی کنند!

البته ذکر این موضوع به منزله تأیید این جایگاه برای زنان و یا رد جایگاه زنان در ایران نیست. چون هر کدام را باید از زاویه عرف، فرهنگ و مذهب ویژه خود نگاه کرد.

نکته ای که می خواهم اینجا مطرح کنم ، همان مطلبی است که آقای "کیم وو چونگ"نویسنده کتاب مشهور کره ای " سنگ فرش هر خیابان از طلاست" و صاحب کارخانجات دوو به آن اشاره کرده است.

او می گوید اگر مثلا در یک دفتر کار اداری دو مرد و دو زن در حال کار باشند و قرار باشد یک میز کوچک در آن اتاق جابجا شود، قطعا خانمها برای اینکار داوطلب نمی شوند ، حتی اگر وزن آن میز 10 کیلو باشد! چون اعتقاد دارند تا زمانی که آقایان در آنجا هستند، این کار را باید آنها انجام بدهند.

آقای چونگ معتقد است، همین عقب نشینی ساده خانم ها از کارهای کوچک، ابتدای عقب ماندن آنها از کارهای بزرگ و خالی کردن بسیاری از میدان ها برای آقایان می شود. 

 

 

تورنتو
:موضوع
2007-12-08
:تاریخ نگارش
آیا تابحال به تشابه تقریبی نقشه تورنتو و تهران فکر کرده اید؟

دوستان ما در سایت ایرانتو اقدام به طراحی یک نقشه ساده یا بقولی کروکی از دو شهر تهران و تورنتو در کنار هم کردند که می تواند برای درک بهتر متقاضیان مهاجرت و سفر به تورنتو و همچنین تازه واردین جالب باشد.

با نگاهی ساده به این دو نقشه ، از همان ابتدا ساختار تقریبی شهر تورنتو از نظر جغرافیایی و شمال و جنوب و همچنین محل سکونت اکثر ایرانیان به نسبت منطقه مشابه در تهران بدست می آید.

از نکته های جالب دیگر در این دو نقشه جایگاه 3 دانشگاه اصلی تورنتو ، در مقایسه با 3 دانشگاه موجود در تهران است.

البته باید اضافه کرد جنوب ایستگاه راه آهن تورنتو دریاچه انتاریو قرار دارد، اما در تهران هنوز شهر ادامه می یابد.

تورنتو
:موضوع
2007-12-02
:تاریخ نگارش
توهین به ایرانیان در شبکه محلی تورنتو

Stories About Love: Rose

 

پخش فیلم اهانت آمیز نسبت به ایرانیان مقیم تورنتو در شبکه محلی

ساعت 8:30 شب روز جمعه پنجم ماه اکتبر، شبکه محلی City TV یک فیلم نیم ساعته با عنوان " داستانهایی درباره عشق: رز" Stories About Love:Rose پخش کرد که در آن به شکل تأسف باری به ایرانیان مقیم تورنتو و بویژه به رانندگان محترم تاکسی توهین گردید.

ظاهرا قصه بر این منوال بود که یک کابوی کانادایی و سرباز فراری به نام "سم"پس از 30 سال به کانادا برمی گردد تا عشق گمشده خود را بیابد، در مسیر جستجوی دختر مورد نظر، دست تقدیر ، او را با یک راننده جوان ایرانی تاکسی به نام "محمود" آشنا می کند که داستان به یکباره به جای موضوع عشقی او ، تبدیل به اهانت های مکرر به فرهنگ و شخصیت راننده و سایر ایرانیان می شود.

نقش راننده تاکسی را یک جوان حدود 35 ساله کودن و عقب مانده ذهنی، با انگلیسی بسیار ضعیف بازی می کند. وی خود را از رزمندگان زمان جنگ ایران و عراق معرفی می کند(!) که برای اثبات اعتقادات خود تسبیحی نیز در زیر آینه ماشین آویزان کرده و دوربین مدام بر روی تسبیح فوکوس می کند.

رفتارهای احمقانه و ابلهانه او در طول فیلم تمامی ندارد. در صحنه ای از فیلم و در کنار اسکله، سم برای جستجو از ماشین پیاده می شود ،دوربین محمود را در تاکسی نشان می دهد که تلفنی با همسرش بحث می کند... و او با بی ادبی ، رفتار مردسالارانه و صدای بلند  او را "زرا" (مخفف زهرا) صدا می زند و می گوید:"گفتم که من مسافر دارم .سرم شلوغه.چی می خوای؟  سرم را توی سینی می خواهی؟!" بعد از ماشین پیاده می شود که سم را صدا کند که سرش به بالای چارچوب در تاکسی می خورد.در ادامه موقع راه رفتن روی ماسه با دستپاچلفتگی ناشیانه ای مثل یک آدم دیوانه نقش زمین می شود.

در بخش دیگری از فیلم شاهد شیوه رانندگی ناشیانه محمود و ویراژها و ترم زهای پر سرو صدایش در خیابان های تورنتو هستیم . و این مکالمه بین آن دو را می شنویم:

سم(با ترس و وحشت): تو این طرز رانندگی را کدوم جهنمی یاد گرفتی؟

محمود:تهران

سم:تهران کجاست؟

محمود:ایران ( Iran)

سم فکر می کند ایران همون عراق است( Iraq)

محمود سعی می کند با انگلیسی دست و پا شکسته خود تفاوت ایندو را بگوید که سم خسته شده می گوید: چه فرقی می کند  Damn Iran or Iraq?

یا در جای دیگر، محمود از آینه نگاهی به چهره اندوهگین سم می اندازد و می پرسد :"چیه عاشق شدی؟" و بعد اضافه می کند ما یک قصه توی فارسی داریم به اسم لیلی و مجنون که در اون مجنون برای رسیدن به لیلی با چکش می زنه صورت خودشو داغان می کنه! ..و سم به چنین فرهنگ و ادبیات مسخره ای از ته دل می خندد...

در مسیر حرکتشان برای جستجوی دختر مورد نظر ، گذارشان به یک محله بدنام می خورد..وقتی دختران بدکاره دور تاکسی را می گیرند.. سم با گل سرخی در دست از آنها درباره"رز" دوستش سوال می کنند و آنها اظهار بی اطلاعی می کنند ..دخترها سعی می کنند نظر سم را جلب کنند اما سم محل نمی گذارد..اما در دیگر سو محمود با دهان باز و چشمان حریص به دخترها دست تکان می دهد ..که دخترها هم اصلا اهمیتی به او نمی دهند و دور می شوند...

در جایی وقتی جمله “Son of Bitc...” از دهان سم خارج می شود ، محمود می گوید "استغفرلله" و در زیر نویس می آید: “Persian Speaking”

وقتی چند پرنده دریایی کلاه کابوی سم را کثیف می کنند ..محمود دیوانه وار و به مدت طولانی قهقهه می زند و سم نیز سرش را تکان می دهد ..

فیلم آنقدر در احمق و خنگ جلوه دادن راننده افراط می کند که هر بیننده ساده ای متوجه می شود که موضوع جستجوی عشقی در کار نیست و فیلم فقط برای مخدوش کردن چهره ایرانیان ساخته شده .

این اولین بار نیست که تلویزیون های کانادا از روی غرض ورزی به تخریب چهره یکی از باهوش ترین و تحصیل کرده ترین قشر مهاجر کانادا می پردازند. چندی پیش نیز در تبلیغات یک کالج درجه 3، یک مرد میانسال ایرانی را نشان می دهد که برای درخواست شغل به یک جایی مراجعه کرده و دست بسته درمقابل یک جوان مغرور کانادایی می ایستد.. جوان از او می پرسد سوادت چقدره ؟ می گوید فوق لیسانس مکانیک دارم از دانشگاه تهران، و آن جوان می گوید ..خوب فعلا این "طی" Mop رو بگیر اینجا رو تمیز کن ببینم چیکار می تونم برات بکنم؟.. بعد به مردم توصیه می کند که در آن کالج درس بخوانند تا شغل بهتری گیر بیاورند...

  هم اکنون نزدیک به هزار ایرانی در تورنتو به شغل رانندگی تاکسی مشغول هستند . اما کمتر کسی چنین رفتارهای سخیفی را از آنان دیده یا شنیده است. هموطنان زحمت کشی که گاهی با جان خود بازی می کنند. هیچکس ماجرای کشته شدن " مرتضی خراسانی" راننده ایرانی تاکسی به دست جوان 18 ساله را در سپتامبر سال 2005 فراموش نمی کند.

 متأسفانه تا زمانیکه هیچ مرکز و تشکیلات رسمی ایرانی در این شهر بزرگ وجود نداشته باشد و کامیونیتی ایرانی از هزاران جزیره کوچک کنار هم تشکیل شده باشد، نباید انتظار داشت کسی پاسخگوی چنین اهانت های آشکاری باشد. آنها نیز که دستی در فیلمسازی و نفوذی در کانال های کانادایی دارند ..بجای معرفی فرهنگ ، هنر و تاریخچه این ملت بزرگ، موضوع سخیفی را به دست می گیرند و به سیاه نمایی مملکت خود می پردازند و ساده لوحانه تصور می کنند شبکه های کانادایی از روی دلسوزی و عشق به دمکراسی، بهترین ساعت های پخش خود را در اختیار فیلمسازان ایرانی قرار می دهند .

 حال که اهل قلم و وبلاگ نویسان عزیز مقیم تورنتو ، به شدت مشغول نسخه پیچی برای رویدادهای داخل ایران هستند و فرصتی برای بررسی و نقد اتفاقات محل سکونت خود ندارند، پیشنهاد من اینست که رانندگان عزیز تاکسی اندکی از مشغله خود کم کنند و با راه اندازی وبلاگ و نوشتن نکته نظرات خود، کلام و درد دل خود را شخصا در اختیار سایرین قرار دهند. شاید کسانی بتوانند در جهت احقاق حقوق آنان پیش قدم شوند.

کامیونیتی ایرانی
:موضوع
2007-10-07
:تاریخ نگارش
یک نکته مشترک از تلویزیونهای دبی و تورنتو

آنهایی که به دبی سفر می کنند ، معمولا از تعداد فراوان چهره های هندی و آسیای شرقی در خیابان ها و فروشگاه ها متعجب می شوند. انگار نه به یک شهر عربی ، بلکه به یکی از ایالت های هندوستان سفر کرده باشی!
اما جالب اینکه در تیزرها و میان پرده های تبلیغاتی تلویزیون های دولتی امارات که اختصاص به معرفی پیشرفت های ساختمانی و جهانگردی دبی داره فقط چهره های سفید عرب و یا اروپایی و غربی دیده می شه و انگار خیابان هایی که تصویر می شه به یکباره از افراد هندی و فیلیپینی خالی شده باشد.
نظیر این برنامه را می توان در تیزرهای کانادایی هم مشاهده کرد. در حالیکه شهر تورنتو در احاطه چشم بادامی ها و هندی ها قرار دارد، اما در کمتر آگهی تبلیغاتی و تیزر شهری بتوان چهره یک فرد چینی یا آسیای جنوبی را مشاهده کرد.
تنها جایی که می توان حضور قدرتمند و برابر چهره های مهاجر را دید همانا شبکه تلویزیونی محلی تورنتو  
City Tv  است که در اکثر  بخش های خبری و گزارشی خود از کارکنان هندی ، پاکستانی یا سایر ملیت ها استفاده می کند.

تورنتو
:موضوع
2007-09-26
:تاریخ نگارش
اخلاق انتخاباتی

اخلاق انتخاباتی

انتخابات پارلمانی ایالت انتاریو در راه است . اکتبر آینده مردم این ایالت قرار است 107 عضو مجلس محلی خود را انتخاب کنند.

سه حزب عمده این ایالت یعنی، لیبرال، محافظه کار و نئودمکرات از چندی پیش تبلیغات تلویزیونی، مطبوعاتی و شهری خود را آغاز کرده اند.

یک قانون خوب در ایران وجود دارد که طی آن نامزدها مجاز نیستند به منظور تبلیغ خود، به تخریب سایرین بپردازند و با کوچکترین عمل آنها در این خصوص  مقابله می شود. حتی آنان در طرح انتقادهای اصولی از برنامه های رقبا نیز احتیاط می کنند.

اما در اینجا به مسخره گرفتن برنامه ها و گاها شخصیت نامزدها ممنوع نیست و رقبا در موقعیت های مختلف ، عملکرد و دیدگاه های همدیگر را به نقد می کشند.

مثلا در یک میان پرده تبلیغاتی چهره نخست وزیر فعلی انتاریو به صورت سیاه و سفید نشان داده می شود که وعده های قبلی اش به صورت نوشته های روی شیشه ظاهر و سپس می شکنند و آخر سر هم تصویر خود او می شکند و خورد می شود که چی؟ به وعده هایش عمل نکرد!

یا کاریکاتورهای مضحک از چهره های نامزدها و شعارهای منفی...

این هم از فرهنگ رک گویی غربی ها که می تواند مرزهای اخلاقی را هم درنوردد!

تورنتو
:موضوع
2007-09-20
:تاریخ نگارش

 

 
IRAN-TORONTO . All Right Reserved 2007
Contact Webmaster